علل افت تحصیلی دانش ‌آموزان مقطع ابتدایی

افت تحصیلی دانش‌آموزان مقطع ابتدایی ممکن است علت‌های مختلفی داشته باشد. مهمترین این علت‌ها عبارتند از:

  1. کند ذهنی که ممکن است عامل وراثتی یا عامل محیطی باشد.
  2. از دست دادن یکی از اقوام نزدیک
  3. مشکلات خانوادگی یا متشنج بودن خانواده
  4. نرسیدن ویتامین‌های کافی به بدن
  5. ایجاد آلودگی‌های صوتی در منزل یا مدرسه
  6. همنشینی با دوستانی که پایین‌تر از سطح خودش می‌باشد
  7. زندگی کردن با افراد غیر از خانواده خودش
  8. خستگی ناشی از رفت و آمد به مدرسه
  9. مزاحمت مداوم یکی از همکلاسی‌‌ها
  10. از بین بردن اعتماد به نفس و کوچک شمردن دوستان یا اولیای خود دانش‌آموز
  11. برخورد نامناسب اولیا مدرسه یا دانش‌آموز
  12. نداشتن بیان شیوای معلم.

 در این میان سه عامل وراثتی یا محیطی، کمبود یکی از والدین و از بین بردن اعتماد به نفس تاثیر بیشتری در این مساله دارند که در ذیل آن‌ها را بررسی می‌کنیم:

1-     عامل وراثتی یا محیطی:

عامل وراثتی، ژنتیکی و خدادادی است اما عامل محیطی ناشی از مواردی مانند ضربه خوردن سر، تشنج کردن و سقوط از بلندی می‌باشد. در برخورد با این نوع دانش‌آموزان معلم ابتدایی می‌تواند کمک حال بچه باشد. عقب مانده ذهنی را معلم می‌تواند با رفتار خوبش جذب کلاس و درس کند، حتی با محبت کردن چون این دسته از دانش‌آموزان هم در خانواده و هم در مدرسه بی‌محبتی دیده اند. تنها راه مدارا کردن با این دانش‌آموزان است با محبت کردن می‌توان ارتباط عاطفی معلم و دانش‌آموز را به وجود آورد آن موقع دانش‌آموز تمام و کمال به حرف معلم گوش می‌دهد. یکی دیگر از راه‌کارها این است که از آن‌ها به اندازه توانایی خودشان انتظار داشته باشیم.

مثلا اگر بهره هوشی دانش‌آموزی ۶۵ است نباید انتظار نمره ۱۸-۱۷ را از او داشته باشیم. هر نمره‌ای که این دسته از دانش‌آموزان کسب می‌کنند اگر با تلاش گرفته شود، جای تقدیر دارد حتی اگر کم باشد. ‌معلمان باید از دانش‌‌آموزان کند ذهن سوال‌هایی را بکنند که می‌دانند قادر به جواب دادن به آن هستند تا بدین‌گونه اعتماد به نفسشان بیشتر شود. برای اینکه یک دانش‌آموز کندذهن در کلاس موفق باشد معلم سه اقدام را باید انجام دهد.

پذیرش دانش‌آموز

 محبت کردن

 تشویق کردن

ممکن است یکی سوال کند که با این دانش‌آموز ناهنجار باید چگونه برخورد کرد در پاسخ می‌گوییم که اگر فرزند خودمان همین وضعیت را داشت چه کار می‌کردیم، باید فرض کنیم فرزند خودمان است و آنگونه با وی رفتار کنیم. به خاطر همین باید رفتار مادرانه بکنیم تا نتیجه‌اش را ببینیم. اینگونه دانش‌آموزان اگر در خانواده و مدرسه محبت نبینند گرفتار محبت‌های کاذب می‌شوند و آن موقع کار سخت و دشوار می‌گردد. 

2- از دست دادن یکی از والدین: 

این عامل ضربه بزرگی برای دانش‌آموز است. اگر دانش‌آموز پدر نداشته باشد تمام رفتارها و حرکات پدر را الگو قرار می‌دهد و یا از نظر عاطفی چون پدر کمتر در منزل حضور پیدا می‌کند، بچه‌ها تشنه پدران هستند. اگر این نعمت را خدا یک دفعه از فردی بگیرد خلاء روانی به وجود می‌آید، بچه همیشه به دنبال گمشده‌اش می‌باشد ولی هرگز پیدا نمی‌کند. اگر گمشده فرزند مادر باشد، کار بدتر می‌شود چون مادر مدیر خانه و نظم‌دهنده به امورات منزل می‌باشد. از همه مهمتر از نظر تربیتی پوششی و خوراک و... مادر مسوول است و اگر مادر نباشد در یادگیری اختلال عمیق به وجود می‌آید. ‌

3- اعتماد به نفس:

دیگر از مواردی که لازم به توضیح است اعتماد به نفس است. اگر معلمی به دانش‌آموز ضعیف مدام بگوید تو می‌دانی تو بهترین هستی، از چشم‌هایت مشخص است که تصمیم گرفتی درس بخوانی، دانش‌آموز مسیر خود را عوض می‌کند و شاید در آینده درس‌خوان‌تر از دیگران باشد. معلم در برابر دانش‌آموز که درسش ضعیف است باید تمام ترفندهایی که به ذهنش می‌رسد را به کار بندد مثلا او را تشویق زبانی کند یا به او جایزه دهد و یا حتی با جواب دادن کمترین پاسخ سر را به معنی رضایت تکان داده تا دانش‌آموز تشویق شود. همچنین می‌تواند با مسئولیت دادن به او مثلا انتخابش به عنوان نماینده کلاس یا بهداشت یا سرگروه درسی و تکالیفی یا به عللی به دفتر فرستادن، اعتماد به نفس او را بیشتر کند تا شاید آن افت تحصیلی جبران شود.